ارسال شده توسط فصل سکوت در 31/1/88:: 9:38 عصر
کسی تا نعمت را نشناسد به حالت شکر نمی رسد . پس باید داشته ها را با نداشته ها سنجید . به نعمت آگاه شد و آن را سپاس گفت . و راه شاکر شدن شناخت نعمت و ولیّ نعمت است .توجه دادن به نعمت ها که در سراسر قرآن مشهود است ،برای ایجاد همین حالت سپاس در بندگان است . سوره «الرحمن» سراسر توصیف نعمت های خدا در دنیا و آخرت است،تا بنده را به شکر و سپاس فرا خواندو با تعبیر « فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ ، پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را انکار مىکنید؟ » از انسان اعتراف و اقرار می گیرد که هیچ یک از این نعمتها ،قابل انکار و چشم پوشی نیست .تصریح قرآن به این که مواهب الهی بی شمار است ،عجز انسان را از سپاس آن عطایا می رساند:«وَ إنتَعُدوانِعمَةَاللهِلاتُحصُوها،اگربخواهیدنعمتهاىخداراشمارکنید،شمارکردننتوانید»نحل،18. وقتی نعمت بی شمار باشد ،شکر بی انتها را هم می طلبد . پس شکرانه نعمتهای خدا از توان و طاقت بشر بیرون است :
از دست و زبان که برآید کز عهده شکرش به درآید؟
از بهترین راههای ایجاد محبت خدایاد کردن خوبی ها و تذکر عطایا و نعمتهای اوست که بیش از حد استحقاق به ما عطا کرده است .چرا که یاد کرد نعمت ،غفلت را می زداید و انسان را در مقابل صاحب نعمت به شکر وامی دارد «وَأمّا بِنِعمةِ ربّک فَحَدِّث ؛یادآور نعمت پروردگارت باش. » ضحی،11 از سنتهای الهی که قران بر آن تأکید دارد این است که شکر، نعمت را می افزاید و زمان برخورداری از آن را بیشتر می کند و کفران و ناسپاسی موجب از دست رفتن آن می شود :« وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئنِ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ وَ لَئنِ کَفَرْتمُْ إِنَّ عَذَابىِ لَشَدِید؛ و پروردگارتان اعلام کرد که اگر مرا سپاس گویید، بر نعمت شما مىافزایم و اگر کفران کنید، بدانید که عذاب من سخت است »ابراهیم ،7
شکر نعمت نعمتت افزون کند کفر، نعمت از کفت بیرون کند
قرآن تنها راه شکر گذاری نعمتها را در تقوی پیشگی می داند و راه تقوی پیشگی را در این می داند که تسلیم هدایت الهی شویم و به حدود الهی و حقوق انسانها احترام بگذاریم تنها از چیزهای حلال و پاک استفاده نمائیم و از هرگونه انحراف و شرک دوری نمائیم با استفاده از اموال و دیگر توانمندیهای خود در هدایت گمراهان و اصلاح امور نیازمندان بکوشیم .در مقابل ذکر خدا(قرآن ) متواضع باشیم و در مقابل مصیبتهایی که به ما می رسد شکیبا باشیم و دین را بپا داریم و از آنچه خدا به ما روزی داده است انفاق کنیم و از آنچه در راه خدا قربانی می کنیم به نیازمندان از مستمند قانع و فقیر کمک نمائیم و به دیگران احسان کنیم .برای رسیدن به مرحله شکر باید از خدا توفیق خواست که بی مدد او از عهده سپاس کوچکترین نعمتش هم برنمی آییم و شاکران اهل معرفت و بصیرتند .برگرفته از کتاب سلوک قرآنی
کلمات کلیدی :
ارسال شده توسط فصل سکوت در 19/2/87:: 4:51 عصر
حضرت زینب بزرگ بانویی است که تاریخ او را نمونه و الگویی شایسته برای همه زنان عالم قرار داد.ایشان در روز پنجم جمادی الاولی سال پنجم یا به قولی ششم هجری در مدینه در خانوادهای دیده به جهان دوخت،که آیه تطهیر در وصف عصمت و پاکی شان نازل شد.او پرورش یافته مکتب وحی بود و نزد بهترین آموزگاران بشریت تربیت یافت. زینب (س) در خانوادهای پرورش یافت که در آن برای زنان جایگاه و ارزش خاصی قایل بودند. در آن خانواده، زن میتواند مسؤولیتهای بزرگ را بپذیرد و محور ایجاد تحولات اجتماعی باشد، طبیعی است؛ در چنین خانوادهای که در آن زن چنین جایگاهی دارد، دخترانی نمونه و شایسته مانند حضرت زینب (س) تربیت میشوندکه نقشهای بزرگ می آفریند و همه را اینگونه مبهوت عظمت و مقام والای خود می نماید.ایشان در حیا و عصمت، مانند مادرش، فاطمه زهرا (س) بود و شیوایى و رسا سخن گفتن را از پدر به ارث برده ، بردبارى نیز میراثی گرانبهایی بود که از برادرش حسن(ع) به او رسیده بود و راز و رمز شجاعت او را میتوان در حسین (ع) پیدا نمود.
حضرت زینب(س) دارای مراتب عرفانی بزرگ و والایی بودند. در عبادت و طاعت خداوند به آن درجه از شناخت و معرفت حق رسیده بود که امام حسین(ع) در روز عاشورا به هنگام وداع این گونه او را خطاب نمود:« یااختاه لاتنسینی فی نافلة اللیل؛ خواهرم در نماز شب مرا فراموش مکن.»
ایشان واژه بیمنتهای صبر و بردباری است ، از کودکی رنجهای فراوانی کشیده و مصیبتهایی بسیاری دیده و از همان کودکى آموخت که چگونه باید تمام مشکلات و رنجها را در راه خدا را تحمل نماید. این بانوى بزرگوار همه این مصائب را تحمل کرد و در صحنه امتحان نقش خود را بهخوبى ایفا نمود ودر همه این امتحانها سربلند و پیروز گشت.
در زیارتنامه آن حضرت مىخوانیم: « لقد عجبت من صبرک ملائکة السماء؛ ملائکه آسمان از صبر تو به شگفت آمدند.» مخصوصا در ماجراى کربلا آن چنان صبر و رضا و تسلیم از خود نشان داد و نهایت معرفت و عرفانخود را با این جمله نشان داد که:«و ما رایت الا جمیلا» و صبر را در این مقام، خجل نمود
خدا در مکتب صبر على پرداخت زینب را براى کربلا با شیر زهرا ساخت زینب را
یکی از سیرههای عملی زندگی این بانوی گرانقدر، پرستاری و دستگیری از حال بیماران و درماندگان بود. در طول زندگی ایشان حوادث تلخ و سختی؛ همچون بیماری مادر بزرگوارشان، ضربت خوردن پدر، مسمومیت برادر و بالاخره حادثه بزرگ کربلا رخ داد و آن بزرگوار همچون کوهی استوار قد خم نکرد و با صبر و امید به عنوان برترین الگوی پرستاران معرفی شد.
پس از واقعه کربلا، نیز مسؤولیت پرستاری از امام سجاد (ع) ،مجروحین و کودکان بىسرپرست و یتیم را برعهده گرفت .و چه کسی بهتر از ایشان میتوانست از عهده این مسؤولیت خطیر و مهم برآید .
تبلیغ پیام شهادت نیز از وظایف سنگینى بود که آن حضرت پس از قیام عاشورا برای تداوم رسالت نهضت حسینی (ع) عهده دار بود.
ایشان با خطابهها و سخنان پرشور خود در تشریح اهداف انقلاب حسینى و روشنگرىهاى که انجام داد توانست پیام عاشورا را به نیکوترین وجه به گوش جهانیان برساند و آن را برای همیشه در تاریخ، زنده نگاه دارد. و چه زیباست که او را پرستار انقلاب حسینى بنامیم، زیرا نقشی را که ایشان در نگهدارى از قیام خونبار حسینى بر عهده داشت، بسیار مهم بود . او پاسدار بزرگ ارزشها و پرچمدار نهضتخونین کربلا بود وباعث ماندگاری این قیام عظیم گردید.
کلمات کلیدی :